أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

55

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گويد ؛ « انت لى و انا لك لم تر عيناى مثلك » تو مرائى و من ترايم چشم من چون توئى هرگز نديده ، خلاف نيست در آنكه در بهشت وطى باشد ، در فرزند خلاف كرده‌اند در خبرى آورده‌اند كه : « فى الجّنة جماع ما شئت و لا ولد » در بهشت وطى باشد چندانكه خواهى و فرزند نباشد ابو سعيد خدرى گويد كه : رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : چون مؤمن را در بهشت آرزوى فرزند آيد حمل و وضع و رضاع بيك ساعت باشد . حق تعالى در اين آيات انواع منافع و لذّات جمع كرد ذكر بستانها و جويها كرد تا لذّت منظر و نزهت چشم باشد ، « كُلَّما رُزِقُوا مِنْها » گفت تا ذكر مطاعم و لذّات آن باشد ، « أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ » گفت تا ذكر تمتّع و قضاى شهوت باشد ، « وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ » گفت تا بخوف انقطاع مكدّر و منغّص نگردد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 26 تا 27 ] إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقِينَ ( 26 ) الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 27 ) قتاده گفت : سبب نزول آيت آن بود كه خداى تعالى مثل زد بچيزهاى اندك چون عنكبوت و ذباب جهودان از آن بخنديدند و گفتند : خداى به اين مثل زدن چه خواسته است بدين چيزهاى خسيس اين كلام خداى را نماند ؛ خداى تعالى به اين آيت ردّ كرد بر ايشان ، ابن عباس و ابن مسعود گفتند : خداى تعالى مثل زد منافقان را به آن دو چيز از « مستوقد » و « صيّب » منافقان گفتند : خداى تعالى چگونه مثل زند به چيزى و او از آن بزرگوارتر است كه مثل زند ؛ خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : بگوى اى محمد خداى تعالى شرم ندارد از آنكه مثلى زند بمحقّرات به پشّه‌اى يا بيش از آن و مهتر از آن بمگسى ، و حقيقت حيا امتناع باشد از فعلى براى خوف وضع قدر را يا ملامت غيرى مر او را ؛ و اين بر خداى تعالى روا نيست پس معنى « لا يَسْتَحْيِي » : « لا يمتنع » بود يعنى امتناع نكند و باز نايستد ، و گفته‌اند كه : نترسد ، و ترس بمعنى حيا آمده است